تبلیغات |
آسمانی شو! | ||
|
نگاهم کرد؛ پنداشتم دوستم دارد... نگاهم کرد؛ در ذره ذره نگاهش عشق سوزانی را حس کردم... نگاهم کرد؛ من به او دل بستم... نگاهم کرد؛ . . . . بعد میدونی چی شد؟ من یه نگاه به خودم کردم دیدم دکمه دوم و سوم مانتوم بازه و هیچی ام زیرش نپوشیدم!
برچسب ها: حوادث واقعی، [ سه شنبه 12 مهر 1390 ] [ 03:08 بعد از ظهر ] [ mahsa ... ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||